اعتراف تندروها به علت سكوت مقابل اقدامات خلاف شرع دولتمردان
در پي افشاگري هفتهنامه «يالثاراتالحسين(ع)» از تعداد 500 امضايي طومار درخواست خلع لباس خاتمي، سايت نزديك به دولت در گفتوگو با يكي از تندروها، علت سكوت آنان در برابر اقدامات خلاف شرع دولتمردان در رقص تركيه، بازيهاي دوحه و فيلمهاي سينمايي مروج ابتذال مشخص شد.
اين سايت نزديك به دولت نوشت: پس از تجمع طلاب مشهدي مقابل دادگاه ويژه روحانيت، در قم نيز طومارهايي خطاب به جامعه مدرسين حوزه علميه قم و دادگاه ويژه روحانيت با امضا بيش از پنج هزار تن از طلاب و فضلاي حوزه آماده تقديم است. اين در حالي است كه اين اقدام گسترده از سويي با «بايكوت رسانهاي» روزنامههاي طيف دوم خرداد مواجه شده و از سوي ديگر برخي سايتها كه تبحر ويژهاي در چرخش هاي ناگهاني داشته و اغلب ميكوشند جهتگيريهاي رسانهاي را با سياست «يكي به نعل و يكي به ميخ» تنظيم كنند، با اهانت به هزاران نفر از طلاب امضاكننده طومارها، از آنان به «تندرو» ياد كردهاند.
يكي از امضاكنندگان اين نامه در گفتوگو با اين سايت، ضمن تأكيد بر اينكه در تهيه و امضاي اين طومارها، هيچ غرض سياسي وجود نداشته و تنها انگيزه موجود اداي تكليف ديني و فرهنگي است، افزود: اگر در پس زمينه اين حركت، سياسيكاري نهفته بود، صدها مشكل سياسي و فرهنگي در دولت گذشته موجود بود كه تنها براي حفظ نظام، سكوت به خرج داده بوديم كما اينكه، اكثر شخصيتهاي نظام نيز به همين دليل از علني كردن مكرر انتقادات موجود، پرهيز مي كردند.
حجت الاسلام حسيندوست با اشاره به اينكه آقاي خاتمي در حال حاضر مسئوليت خاصي ندارد و بنابراين دليلي براي سكوت نيز وجود ندارد، خاطرنشان ساخت: ما تنها ميخواهيم شأن روحانيت كه در طول تاريخ اسلام، محفوظ مانده، همچنان محفوظ بماند اما جاي تعجب و تأسف عميق از عدم برخورد با دست اندازان به اين جايگاه از سوي مراجع ذيصلاحي كه در قبال آن سكوت كرده اند، وجود دارد.
وي با تأكيد بر اينكه هيچ مبلغ، كشيش و حتي موبد زرتشتي نيز حاضر نيست در كنار يك زن با آن وضع زننده بنشيند، اظهار داشت: آيا نبايد يك روحاني احترام لباس خود را حفظ كند؟ آيا اين فرد مصونيت ويژهاي دارد؟
حسيندوست همچنين با مبهم دانستن انگيزه خاتمي از سفر به كشورهاي خارجي و منابع مالي تأمين كننده مخارج اين سفرها، افزود: اگر كسي توان صيانت از لباس مقدس روحانيت را ندارد يا بايد از اين سفرها پرهيز كند و يا بدون لباس روحانيت در اين مجامع حاضر شود.
حسين دوست با اظهار تعجب از سخنان خاتمي در شيراز كه نسبت به برهنگي زنان در غرب انتقاد كرده بود، گفت: اين اظهارات كه در تغاير با رفتار گوينده آن است، چه معنا و مصرفي ميتواند داشته باشد؟ آيا پس از 8 سال رياست جمهوري متوجه اين مسائل شدهاند يا طي اين مدت اخير، وجود و ماهيت زنان تغيير پيدا كرده است؟!
اين امضاكننده طومار با انتقاد از روزنامههايي مثل «جمهوري اسلامي»، «حزب الله» و سايت «بازتاب» كه در مقابل بوسيدن دست معلم 70 ساله كلاس اول رئيسجمهور از روي دستكش، فرياد «وااسلاما» سر داده ولي در قبال قضيه اخير سياست سكوت و يا دفاع را برگزيدهاند، تأكيد كرد: گاهي اوقات افرادي كه ملبس به اين لباس نيستند در تقيد به ارزشها بسيار پايبنتر عمل ميكنند. اطرافيان آقاي احمدينژاد و روحانيون مرتبط با وي چنانچه خطايي نيز سر بزند، داعيه دفاع از آن را ندارند و اين نشانه ولايت پذيري آنان است اما «فاضل ميبدي» براي توجيه و تطهير خاتمي، دست به كار تغيير احكام الهي شد.
حسين دوست در پايان با تأكيد بر اينكه، اين اعتراض رن سياسي ندارد و با موارد مشابه در هر پست و مقامي نيز برخورد خواهد شد، افزود: تصور مي كنم هيچ روحاني و مسلماني نميتواند نسبت به اينگونه حركات اباحي گرانه كه از چندين سال قبل آغاز شده بيتفاوت باشد و اعتراضي نداشته باشد و دادگاه ويژه روحانيت و جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم نيز بايد به طريق اولي اقدام كرده و نظرات خود را به صورت شفاف و قاطعانه اعلام كنند
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 18:47 توسط کاتب
|
گزارش مقامات اطلاعاتي آمريكا:
القاعده قويتر شده است
خبرگزاري فارس:يك روزنامه آمريكايي نوشت: گزارش جديد اطلاعاتي آمريكا حاكي از آن است كه القاعده در حال تقويت خود بوده و مكان امني را در قبيلهاي دوردست در غرب پاكستان براي آموزش و طراحي حملات ايجاد كرده است.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه واشنگتنپست، مقامات اطلاعاتي گفتند: اين گزارش پنج صفحهاي كه «القاعده در موضع بهتري براي حمله به غرب قرار دارد» نام گرفته در نشست روز پنج شنبه در كاخ سفيد مورد بحث قرار ميگيرد.
اين روزنامه افزود اين گزارش نتيجهگيري كرده كه القاعده علي رغم تلاشهاي شديد آمريكا براي تخريب شبكهاش توانسته خود را بازسازي كند.
مقامات اطلاعاتي آمريكا از اظهار نظر درباره جزئيات اين گزارش به دليل محرمانه بودن آن خودداري كردند.
جان كرينگن، معاون سازمان سيا در امور اطلاعات روز چهارشنبه به يكي از كميتههاي كنگره گفت به نظر ميرسد القاعده «به خوبي مكان امني را در مناطقي كه تحت كنترل دولت پاكستان نيست، ايجاد كرده است.»
مايكل چرتف، وزير امنيت داخلي آمريكا در پاسخ به پرسشي درباره اين ارزيابي اطلاعاتي گفت: نميتواند درباره هيچ گزارش محرمانهاي بحث كند اما اين نگراني را دارد كه القاعده در حال گسترش فعاليتهايش در سراسر جهان است.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 18:41 توسط کاتب
|
آيتالله صافي: عدم پيروي از مرجعيت عراق، مقابله با امام زمان
حجتالاسلام و المسلمين کربلايي، امام جمعه کربلا و هيأت همراه، عصر چهارشنبه 20/4/86 با آيتالله صافي، ديدار و گفتوگو کردند.
در اين ديدار، آيتالله صافي با اشاره به اوضاع عراق اظهار كردند: آنچه هر روز در عراق عليه بيگناهان و به ويژه شيعيان و محبان اهل بيت ـ عليهم السلام ـ رخ ميدهد آزمون بزرگي است که در آن شيعيان، غرامت محبت و ولايت خود به اهل بيت ـ عليهم السلام ـ را ميپردازند.
ايشان با تجليل از صبر و خويشتنداري شيعيان ادامه داد: در برابر فجايعي که هر روز تکفيريهاي بيمنطق و گرگ صفت عليه عزيزان ما در عراق، مرتکب ميشوند موضع صبر و استقامت برادران ما موضع تاريخي بزرگي است که مشکور و براي شيعه افتخار آفرين است.
اين مرجع تقليد بر حفظ اتحاد ميان گروههاي شيعي و تبعيت کامل از مرجعيت عراق تاکيد کرده و افزود: امروز مسئله عراق مهمترين دغدغه ماست و در اين شرايط حساس، حفظ اتحاد و يکپارچگي بسيار ضروري و لازم است.
وي با يادآوري وضعيت حساس فعلي عراق و وظايف برادران شيعه در اين کشور افزود: همه گروههاي شيعي عراقي بايد تحت رهبري مرجعيت به تقويت دولت کنوني بپردازند و در اين شرايط هر نوع مقابله با مرجعيت عراق و سرپيچي از منويات آنان، مقابله و رويارويي با امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ است.
اين مرجع تقليد ادامه دادند: اگر بدانم گرهي از مشکلات برادران ما در عراق با حضور حقير در آنجا باز ميشود در صفوف شما و در کنار شما خواهم بود حتي اگر بهاي آن،تقديم جان و کشته شدن من در اين راه باشد.
در پايان اين ديدار، آيتالله صافي براي نصرت اسلام و مسلمين و دفع شر دشمنان، دعا کرد.
در اين ديدار، حجت الاسلام و المسلمين کربلايي امام جمعه کربلاي معلا گزارشي از وضعيت عراق و شيعيان اين کشور ارائه کرد.
امام جمعه کربلا با بر شمردن جنايات بيشمار و ددمنشانه تکفيريها، حمايت برخي دول عربي منطقه را منشاء اصلي اين فجايع دانست
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 17:11 توسط کاتب
|
آمريكا مدعي شد ايران در اطراف نطنز به حفر تونل پرداخته است . به گزارش « الف » واشنگتن پست ادعا كرد تصاوير ماهواره اي جديد نشان مي دهد تونلهاي مشكوكي در اطراف سايت نطنز ايجاد شده است . اين روزنامه با انتشار تصاويري مدعي شد « ممكن است اين حفاري ها تونلهايي براي مقابله با حملات هوايي باشد » . واشنگتن پست ادامه داد « البته ممكن است اين تصاوير مربوط به فعاليتهاي جاده سازي عادي باشند
سومين ناو در راه است در خبرها آمده است نيروي درياي امريکا اعلام کرد سومين ناو هواپيمابر امريکايي در حال حرکت به سوي خاورميانه است. سخنگوي نيروي دريايي اعلام کرد ناو هواپيمابر هسته يي يو اس اس اينترپرايز براي هيچ يک از کشورهاي منطقه خليج فارس، تحريک نيست
جزاير توريستي- نظامي شنيديم برخي کشورهاي جنوبي حاشيه خليج فارس با جذب سرمايه سرمايه گذاران ايراني اقدام به احداث جزايري موسوم به «نخل» کرده اند. اين جزاير با کارکرد دوگانه توريستي- نظامي در ابعاد 30 در 5 کيلومتر احداث شده است و قرار است 12 جزيره از اين نوع احداث شود. گفته مي شود 64 ميليارد دلار ميزان سرمايه گذاري ايراني ها در اين طرح بوده است.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 3:47 توسط کاتب
|
با امضاء طوماري خطاب به جامعه مدرسين و دادگاه ويژه روحانيت:
شكايت بيش از 5 هزار طلبه از خاتمي
بيش از 5 هزار نفر از طلاب حوزه علميه قم با امضا طوماري خطاب به جامعه مدرسين حوزه علميه قم و دادگاه ويژه روحانيت، خواستار واكنش اين 2 نهاد نسبت به بدعت گزاري سيد محمد خاتمي در مصافحه با زنان نامحرم شدند.
به گزارش رجانيوز، در اين طومار كه پس از نماز جماعت مدرسه فيضيه در معرض امضاء طلاب قرار گرفته است، با اشاره به نقش ويژه و بازدارنده علماي شيعه در طول تاريخ اسلام در مقابل انحرافات و بدعت ها، افزوده شده است: «تاريخ اسلام گواهي ميدهد كه علماء شيعه در هر زمان با بصيرت، غيرت و اقدامات مناسب معارف ناب اهلبيت را پاسداري نموده و در مقابل اهل تحريف، بدعتگذاران و نفوذيها با كمال اقتدار ايستادگي نمودند چرا كه آنان خطر نوكران شيطان در لباس روحانيت را به خوبي درك كرده بودند. در چند دههي گذشته اگر بخواهيم تشكلي كارشناس و شجاع و مبارز را نام ببريم، بهترين مصداق آن جامعه مدرسين و فقهاي آگاه آن بوده است. اكنون اين مجموعهي پربركت بايستي به وظيفهي ديني و انقلابي خويش بيش از پيش عمل نموده و حساسيت لازم را نسبت به انحرافها و توهينها به احكام و فقه مقدس اسلامي نشان دهد.»
امضا كنندگان اين طومار همچنين دستدادن خاتمي با چند زن و دختر ايتاليايي و نشستن تنگاتنگ و تقريباً مماس با خبرنگار زن به نحو بسيار زننده و نيز فشردن بازوي دختر جوان ايراني و... را وهني مسلم و بدعتي آشكار تلقي كرده اند.
در اين طومار به اظهار نظرهاي برخي افراد همچون فاضل ميبدي (از جايگاه يك اسلامشناس) در توجيه رفتارهاي خاتمي نيز اشاره و خطاب به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، افزوده شده است:«اكنون مردم مسلمان و حوزههاي علميه در انتظار واكنش علني و مقتدارنه از جامعه محترم مدرسين هستند. آيا وقت آن نرسيده كه جامعهي مدرسين از دادگاه ويژه و مدعيالعموم بخواهند تا در قبال اين مسائل كه وهن مسلم به جامعه روحانيت و بدعت آشكار در دين اسلام است به وظيفه خود عمل كند؟»
در بخش ديگري از اين طومار خطاب به دادگاه ويژه روحانيت آمده است: «همانگونه كه مستحضريد دادگاه ويژه روحانيت از سوي حضرت امام (ره) در جهت حفظ شأن و جايگاه روحانيت و مبارزه با منحرفان و افراد فاسدي كه در اين لباس به دين و ارزشها خيانت ميكنند، تأسيس شده است، اين حركت در برههاي توانسته است با افراد فاسدي چون يوسفي اشكوري و عبدالله نوري و... برخورد مناسبي داشته باشد ولي معالاسف مدتي است كه نسبت به انحرافات و بدعتها سكوت كرده و هيچ اقدامي صورت نميدهد. براستي دادگاه ويژه در برابر بدعتگزاران در دين وظيفهاي ندارد؟»
اين طومار در ادامه به مصاديقي كه از دادگاه ويژه نسبت به آنها واكنشي نشان نداده اشاره كرده است: «آيا مقاله محسن كديور با عنوان «اسلام تاريخي و اسلام معاصر» كه در دانشگاه مفيد قم ارائه شد و صريحاً اعلاميه حقوق بشر مبتني بر الحاد را بر اسلام برخاسته از كتاب و سنت، ارجح و به عقل و عدالت نزديكتر دانست!! توهين به اسلام و معارف اهل بيت عليهمالسلام نيست؟
آيا مقالات فاضل ميبدي در روزنامههاي مدعي اصلاحطلبي مبني بر اينكه تاريخ مصرف برخي احكام اسلام تمام شده! از جمله مقالهي اخير وي در روزنامه همميهن با عنوان جواز «مسأله دستدادن با نامحرم» تحريف و بدعت نيست؟!
آيا دادگاه نسبت به دستدادن آقاي خاتمي با چهار زن نيمهعريان ايتاليايي در سفر اخير به ايتاليا و فشردن بازوي يك دختر ايراني وظيفهاي ندارد؟ و آيا اين گونه تحركات، وهن به روحانيت و اسلام نيست و دادگاه نميبايست در قبال هتك حيثيت اسلام، تشيّع، لباس مقدس روحانيت واكنش نشان دهد؟ آيا مدعيالعموم براي گروهي خاص مصونيّت قائل است؟!
امضاكنندگان اين طومار در پايان، با ابراز تنفر از اقدامات خاتمي، حداقل برخورد را تعزير و خلع دائم لباس روحانيت دانسته و به مسئولين دادگاه ويژه روحانيت هشدار داده اند كه در صورت تقصير و كوتاهي در محضر دادگاه الهي ميبايست پاسخگو باشند.
گفتني است گروهي از نمايندگان طلاب امضاكننده اين نامه قصد دارند، طي روزهاي آينده طومارهاي امضاشده را به جامعه مدرسين و دادگاه ويژه روحانيت تقديم كنند.
پيش از اين نيز تعدادي از طلاب مشهد با تجمع مقابل دادگاه ويژه روحانيت خواستار رسيدگي به موارد منتسب به خاتمي و برخورد با وي شده بودند.
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 22:31 توسط کاتب
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 16:48 توسط کاتب
|
ستون "پيدا و پنهان" روزنامه اعتماد 2شنبه
اعتراض به يک حرکت
انتشار عکسي از دست بوسي باقري لنکراني وزير بهداشت و درمان از محمدتقي مصباح يزدي اعتراضاتي را در پي داشته است.
مختلط بودن عامل فساد است
سخنگوي جامعه مدرسين حوزه علميه قم استعفا كرد. منابع خبري مي گويند : حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد غروي مشغله زياد اخلال در كارها به دليل تماس تلفني خبرنگاران و مشخص نمودن چارچوب براي سخنگوي جامعه مدرسين از سوي اعضاي آن را دلايل اصلي استعفاي خويش بيان كرده است اما شنيده ها حاكي از آن است كه سيد محمد غروي به دليل افزايش فشار و انتقاد برخي از افراد تندرو نسبت به اظهارات اخيرش مجبور به كناره گيري از اين سمت شده است .
سيد محمد غروي عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با تاييد سخنان مصباح يزدي مبني بر اينکه «مختلط بودن دانشجويان مجرد در محيط هاي اجتماعي باعث افزايش فساد است»، گفت؛ مختلط بودن دانشجويان مجرد يکي از عوامل فساد در جامعه محسوب مي شود و در اين هيچ ترديدي وجود ندارد و بايد يک فکر اساسي براي حل اين مشکل کرد.
وي با دفاع از جداسازي دختران و پسران در دانشگاه ها به خبرگزاري آفتاب گفت؛ زنان و مردان با يکديگر فرق دارند و لزوم جداسازي را آقايان بيشتر مي توانند درک کنند و خانم ها اين مسائل را با عينک خود نگاه مي کنند و ممکن است بگويند اختلاط دانشجويان مشکلي پيش نمي آورد اما آقايان اين مساله را بيشتر درک مي کنند و البته اختلاط دانشجويان بر دختران و زنان تاثير چنداني ندارد
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 16:47 توسط کاتب
|
حاجی آقای مصباح برای تسویه حسابهای گذشته شمشیررا از رو بسته است
روز گذشته، چند تن از طلاب تندرو، با پخش شبنامه و نصب طومار، خواستار برخورد جامعه مدرسين حوزه علميه قم و دادگاه ويژه روحانيت با حجتالاسلام سيدمحمد خاتمي شدند.
به گزارش خبرنگار «بازتاب» از قم، اين افراد كه در ميان آنان برخي چهرههاي نزديك به دفتر آيتالله مصباح نيز ديده ميشدند، با قرار دادن طوماري در مقابل مدرسه فيضيه، به جمعآوري امضا در زير آن پرداختند.
در يكي از اين نامهها خطاب به دادگاه ويژه روحانيت، اين دادگاه متهم شده كه به رغم «مبارزه با افراد فاسدي چون يوسفي اشكوري و عبدالله نوري»، مدتي است نسبت به انحرافات و بدعتها سكوت كرده و هيچ اقدامي انجام نميدهد.
در بخش ديگري از اين نامه آمده است: «آيا دادگاه نسبت به دست دادن آقاي خاتمي با چهار زن نيمهعريان ايتاليايي در سفر اخير به ايتاليا و فشردن بازوي يك دختر ايراني، وظيفهاي ندارد؟»... «آيا مدعيالعموم براي گروهي خاص مصونيت قايل است؟».
اين نامه سپس با اظهار تنفر از اين كار خاتمي، خواستار پيگرد قانوني شده كه كمترين آن، تعزير و خلع دايم لباس روحانيت است.
اين افراد همچنين نامه ديگري خطاب به اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم تنظيم كردهاند كه در آن به «نشستن تنگاتنگ و تقريبا مماس با اندام بدون پوشش خبرنگار زن به نحو بسيار زننده» اشاره و از اين تشكل مهم روحاني نيز خواسته شده از مدعيالعموم براي برخورد با خاتمي درخواست كند.
در هفتههاي گذشته نيز شبيه اينگونه نامهها و اعتراضات در مشهد پخش شد.
گفته ميشود، حجتالاسلام ملكا، مدير مدرسه فيضيه كه مسئول دفتر رهبر انقلاب در قم نيز هست، اجازه چنين اقداماتي را نميدهد و از همين رو، اين افراد از فضاي خارج مدرسه فيضيه براي فعاليتهاي خود استفاده كردهاند.
عوامل اينگونه اقدامات، طيفي از طلاب تندرو به شمار ميروند كه شماري از آنان در دولت كنوني به پستهاي مهمي دست يافتهاند.
در عين حال، واكنش نشان ندادن اين افراد به اقدامات غيرديني ديگر در دولت جديد، از جمله ترويج فساد و بيبندوباري در چندين فيلم سينمايي و نيز صدور مجوز اكران به چند فيلم مسئلهدار در دوره جديد، باعث اين پرسش در افكار عمومي شده كه معيار اين افراد براي اعتراض به اقدامات خلاف شرع چيست؟!
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 16:1 توسط کاتب
|
شيرزاد: سخنان مصباح اعتراف به شكست انقلاب فرهنگی است
نوروز:«احمد شیرزاد» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در واكنش به سخنان اخیر «محمدتقی مصباح یزدی» كه در آن جوانان وبه خصوص دانشجویان را به لحاظ اخلاقی فاسد خوانده است ،اظهار داشت:آقای مصباح یزدی از زمانی كه در دانشگاهها انقلاب فرهنگی شد ، نقش پررنگی در ستاد برنامه ریزی فرهنگی دانشگاهها و ستاد انقلاب فرهنگی داشته است.بنابراین، سخنان ایشان بیش از هر چیز اعتراف به شكست برنامه های این ستادهاست.
وی در گفتگو با خبرنگار نوروز افزود: سخنان مصباح یزدی نشان می دهد كه سیستم مورد نظر وی جواب نداده و با تمام قوا شكست خورده است.
رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ششم با بیان اینكه «برخی افراد مذهبی با تنگ نظری به رفتارهای جوانان می نگرند و كمترین لغزشی راعلامت غلتیدن به منجلاب فساد می دانند»، تصریح كرد:شیوه برخورد امثال مصباح یزدی با جوانان نتیجه عكس دارد و به جای سوق دادن جوانان به سمت اخلاق و مذهب بیشتر آنها را زده می كند.
وی افزود:دانشگاهها جزیی از جامعه هستند و با هر شاخصی كه مسائل اخلاقی را بررسی كنیم از بقیه جامعه پاك تر هستند، چرا كه دانشجویان از سطح فرهنگی و علمی بالاتری برخوردارند.
شیرزاد مختلط بودن دانشجویان در دانشگاهها كه به عقیده مصباح یزدی منجر به فساد اخلاقی آنها شده است را امری طبیعی و بی ارتباط با ترویج فساد دانست و گفت :از نظر دیدگاه مصباح دختر وپسر را باید از بدو تولد از هم جدا كرد و بعد یك دفعه از آنها خواست بعد ازازدواج با هم زندگی كنند، در حالی كه خیلی از مسائلی كه منجر به طلاق میشود ناشی از آشنا نبودن دختران و پسران به روحیات هم است.
وی افزود:به عنوان كسی كه همه عمر كاری خود را در دانشگاه و دركنار دانشجویان گذرانده است، معتقدم هیچگاه اختلاط دانشجویان باعش فساد نبوده، بلكه منجر به ازدواجهای موفقیت آمیزی نیز شده است
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 20:20 توسط کاتب
|
سفر متفاوت آقای خاتمی به شیراز
پریروز با آقای خاتمی رفته بودیم شیراز. هدف اعلام شده ی سفر سخنرانی به مناسبت ایام تولد حضرت زهرا بود. در سالن خروجی فرودگاه، ملت ریخته بودند دور آقای خاتمی و عکس میگرفتند و امضا میخواستند. صادق خرازی به شوخی هی میگفت باز ازدحام شد. اشاره به تکذیبیه نیم بند خودش در مورد ادعای دست دادن آقای خاتمی در ایتالیا می کرد که گفته بود ازدحام شد. هواپیمای رفت و برگشت توپولف بود؛ هر دفعه با تأخیر؛ و مهمتر گرمای وحشتناک داخل هواپیما. فکر می کردیم موسوی لاری نرسیده. داخل هواپیما کلی آقای خاتمی پشت موسوی لاری حرف زد که یک مرتبه دیدیم آن عقب ها نشسته بوده. آیت الله توسلی هم همراه بود. این که آیت الله توسلی که همیشه همراه امام بوده، در سفرها آقای خاتمی را همراهی می کند، نشانه ی شخصیت والای اوست. میزبان آقای خاتمی، انصاری لاری استاندار سابق فارس بود که در بین دوستان از بهترین نیروهای قوی و عاقل اصلاحات شناخته می شود. خوبی سفر این بود که هیچ جای آن دولتی نبود. حتی اتومبیل هایی که ما را این سو و آن سو میبردند، مال افراد متمکنی بود که داوطلبانه خودشان با اتومبیلشان همراه بودند. طبعاً هیچ مقام دولتی نه استقبال آمده بود و نه دیدار کرد. چندین جا برای جلسه سخنرانی پیش بینی کرده بودند که به اجازه نداده بودند. مسجد بزرگی در وسط شهر شیراز ساخته اند که آیت الله ملک حسینی امام جماعت آنجاست. آدم آزاده ای است. در حد مراجع است. خیلی کسی را تحویل نمی گیرد. ایشان دعوت کرده بود که آقای خاتمی به مسجد ایشان برود. با بیلبورد در سطح شهر اعلام سخنرانی کرده بودند. وقتی رفتیم از همه طرف جمعیت بود. در خود مسجد. در حیاط بزرگ مسجد. و در خیابانهای اطراف. روزنامه های محلی نوشته بودند بیش از ده هزار ولی آمار رسمی یکی از نهادهای مربوطه را که کسی دیده بود، نوشته بود بیست هزار جمعیت برای شنیدن سخنرانی آمده بودند. اینها جمعیت عادی بودند که در میان آنان سربازان و نیروهای موظف نبودند. یکی از مسئولان روزنامه های محلی میگفت ارشاد ماها را خواسته و گفته از خاتمی نباید تیتر بزنید. خاتمی برای رسیدن به مسجد از ازدحام جمعیت، عبایش را از دست داد و کلی ناراحت شد. واقعاً جمعیت غیر قابل باوری بود. شعار خاتمی پاینده، رئیس جمهور آینده جمعیت برای آقای خاتمی خیلی ناخوش آیند بود. تحریک آمیز به نظر می رسید. یکی از بچه های صدا و سیمای محلی را دیدم میگفت مسئولانمان گفته اند که در خبرهای استانی هیچ خبری از سفر آقای خاتمی پخش نمی شود. کم ظرفیتی مخالفان خیلی بامزه است. روز دوم هیئت مدیره یک مرکز پزشکی بخش خصوصی از آقای خاتمی دعوت کرده بود. آقای حائری امام جمعه ی شیراز که فقط حدود 25 سال است که امام جمعه ی آنجاست هم آمده بود. آقای انصاری لاری در حد سه چهار دقیقه ای از آقای خاتمی تعریف کرد بلافاصله امام جمعه محترم سخنرانی کرد و گفت باید بدانید که رئیس جمهور فعلی هم چیزی از آقای خاتمی کم ندارد. ما هم که البته این را نمی دانستیم، فهمیدیم. خبرنگاران و عکاسان استانی خیلی در این کمتر از ۲۴ ساعته زحمت کشیدند. روزنامه های خوبی در شیراز هست که بی اعتنا به حرف ارشاد، همه از خاتمی تیتر زده بودند. رئیس جمهور سابق به شیراز رفت و بی آنکه هیچ یک از مسئولان حکومتی به دیدنش بیایند، با مردم فراوان علاقمندی دیدار کرد. این زیباترین ارتباط ممکن با مردم است. خانم شجاعی مشاور سابق رئیس جمهور و آقایان شریعتی و خانیکی هم همراه آقای خاتمی بودند.
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 17:16 توسط کاتب
|
وزیر بهداشت در حال دست بوسی حاجی آقا مصباح يزدی
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 16:46 توسط کاتب
|
وبلاگ کتیب تسلیم ترفند غوغاگران نمیشود
میوه رسیده خودش از درخت میفتد. احتیاج به عجله میوه چینان نیست.
اخیراً به دنبال مطالبی که کتیب به حق در مورد جایگاه دکتر شهرام پازوکی نوشته اشخاصی که خود را در پشت پرده سایت نوخاسته و مجهول الهویه ای به نام "خدابنده" پنهان کرده اند به هیاهو و غوغاگری دست زده و در فنجان چای طوفان براه انداخته و با سروصدا میکوشند واقعیات مسلمی را که کتیب در مورد فعالیتهای دکتر شهرام پازوکی نوشته انکار کنند.
"کتیب" چنان که پیش از این گفته مخالف درویشی نیست ومخالفتی با گنابادی ها ندارد. تنها میگوید دکتر پازوکی فقط یک عضو ساده انجمن "حکمت و فلسفه" نیست بلکه در بنیادها و مجامع دیگری هم عضویت دارد و سند آنها را با استناد به سایتهای معتبر اینترنتی ارائه میدهد. از جمله سایت فرهنگستان هنر به ریاست جناب آقای میرحسین موسوی و سایت موسسه گفتگوی تمدنها به مدیریت حجت الاسلام ابطحی.
گرداننده یا گردانندگان "سایت خدابنده" که خود را درویش گنابادی میخوانند !! با عصبانیت به پرخاشگری نازیبنده پرداخته و به شیوه ای که معمول اشخاص مودب نیست دست به افترا و توهین واتهام و تهمت پراکنی زده اند. ما در پاسخ سخن خود آنها را به آنها یادآوری میکنیم:
" از نظر ما آنچه از مقصود و منظور شما فهمیده میشود دوستانه و صادقانه نمیباشد
این قبیل حرفها و این نوع طرز بیان و این قیافه های حق به جانب برای کسی که اگر هم درویش نیست از مرام درویشی اطلاعی دارد و بنوعی با سلسله گنابادی از نزدیک حشر و نشری نموده یا اندک آگاهی کسب کرده قابل قبول نیست و برای غریبه ها و آدمهای ساده لوح یا ناآگاه خوب است".
در مورد فرهنگستان هنر.
بحث بر سر این نیست که آیا جناب آقای مهندس میرحسین موسوی قبلاً نخست وزیر بوده اند یا نبوده اند.... بحث بر سر آقای محمدعلی رامین یا آقای احمد خاتم نیست که کدام محمدعلی رامین و احمد خاتم اند.... این شلوغکاری هایی که براه انداخته اید بقول شما فلاسفه یا از مصادیق " سفسطه" است یا از مقولات"تشکیک" ... و بقول مردم "زیر آبی" فرار کردن از واقعیت.
بحث بر سر آن است که آقای دکتر شهرام پازوکی در موسسه ای به نام فرهنگستان هنر عضویت دارد.
غوغا برسر این بود که سایت خدابنده کتیب را به دروغگویی متهم کرد که چرا عنوان کرده که آقای دکتر پازوکی علاوه بر آن که عضو انجمن حکمت و فلسفه است "مشاغل دیگری" هم دارد.
کتیب در پاسخ محترمانه به این غوغاگری نوشت به فلان سایتها مراجعه کنید و ببینید که کتیب دروغ نمیگوید. سایت خدابنده در جواب نوشت که ما نتوانستیم آن سایتها را باز کنیم و چون نتوانستیم پس کتیب دروغ میگوید!! بناچار کتیب تصمیم گرفت بطور گام به گام هم سایتهایی را که نشان دهنده عضویت آقای دکتر پازوکی در جمع انجمنها و گروه های دیگر متعلق به بزرگانی مانند حجت الاسلام سیدمحمدخاتمی و حجت الاسلام محمد ابطحی و جناب میرحسین موسوی است در اختیار خوانندگان بگذارد و هم خودش آنها را باز کند و محتوای آن را فتوکپی و الصاق کند تا همه بتوانند بخوانند و قضاوت کنند که کتیب دروغ نمیگوید.
درباره موسه گفتگوی تمدنها
سایت خدابنده خطاب به "کتیب " نوشته است:
"اما حضور جنابعالی عرض میشود ما در دو مقال قبلی موارد متعددی اشکال و تشکیک به روش شما و موضوعاتی که در وبلاگتان درباره سلسه گنابادی و اشخاص آن منتشر کرده اید مطرح نموده و یک به یک برشمردیم و شما به جای پاسخ به آنها قدری ادعا و مطابق معمول مقادیر زیادی آب در میان چند خط مرتبط به موضوع آورده اید که فقط بگویید دکتر پازوکی با موسسه گفتگوی تمدنها همکاری دارد ؟ میخواهد باشد یا نباشد که چه بشود ؟
همه متوجه شدند چه چیز منظور ما بوده است"
اینجا هم جا دارد که آقای دکتر پازوکی از گردانندگان محترم سایت خدابنده بپرسد که اصلاً روشن نیست که چه چیز منظور آنها بوده است !! این یک معما است.
ما بازهمچنان معتقدیم که سایت خدابنده درصدد است تا به دلایلی نامعلوم مطلب حقی را با غوغاگری لوث کند. مطلب حق این است که آقای دکتر شهرام پازوکی که درویشی دارای فعالیتهای قلمی بسیار است برخلاف ادعای "سایت خدابنده" فقط عضو" انجمن حکمت و فلسفه" نیست. بلکه در نهادها و انجمنهای دیگری نیز عضویت و فعالیت دارد منجمله فرهنگستان هتر به مدیریت جناب آقای مهندس میرحسین موسوی مشاور رئیس محترم جمهور و عضو مجمع تشخیص مصلحت و نیز "موسسه گفتگوی تمدنها" به مدیریت حجت الاسلام محمد ابطحی و ریاست حجت الاسلام دکتر محمدخاتمی ...
اما چرا اینهمه اضطراب
سایت خدابنده نوشته "ما نه دکتر پازوکی هستیم و نه وکیل مدافع ایشان".
شکرخدا. چون درواقع دکتر پازوکی با این قبیل دوستها احتیاج به هیچ دشمنی ندارد. دوستانی که دوستیشان شبیه به دوستی خاله خرسه است بهتر است دست از دوستی بکشند.
سایت خدابنده دارد دکتر شهرام پازوکی را به گرداب وخیم افشاگری هل میدهد. یعنی با انکار واقعیتهای غیرقابل تردید سعی دارد تا "کتیب" را به افشاگری های گام به گام هرچه بیشتر تشویق کند. چنان که مینویسد:
" بنده دکتر پازوکی یا مامور یا وکیل ایشان نمیباشم بنابر این اگر در ایراداتی که وارد نموده ایم مدرک یا بیان قابل قبولی دارید ارائه نمایید."
باز در جای دیگر "سایت خدا بنده" مینویسد : " اگر « مدارک و مستندات غیرقابل تردید » موجود است چه نیازی دارد پای این و آن وسط کشیده شود و هربار صفحه از حرف این و آن پر شود ؟ آوردن عکس و تفصیلات اشخاص بی ارتباط غیر از اظهار حق به جانبی چه دلیلی دارد ؟"
مقصود از بی ارتباط یعنی چه؟ بی ارتباط با چه کسی و چه چیزی؟
کتیب گفت آقای دکتر پازوکی در گروه ها و انجمنهای مختلفی عضویت دارد و فقط یک عضو ساده" انجمن حکمت و فلسفه" نیست که با درویشی و گوشه گیری به تدریس دانشگاهی بسنده کرده باشد. شما گفتید نه اگر مدارکی دارید ارائه دهید. "کتیب" قصد نداشت عکس و تفصیلاتی منتشر کند. درنتیجه فقط آدرس سایتها مربوطه داده شد. سایت خدابنده نوشت ما آن سایتها را نتوانستیم باز کنیم ! درنتیجه کتیب به ایشان کمک کرد و سایتها را باز کرد و عکسها و محتویات آنها را برای کسانی که نمیتوانند سایتها را باز کنند منتشر کرد.
اینجاست که معلوم میشود سایت خدابنده نقشه ای در دست دارد. یعنی میخواهد به دست "کتیب" بسیاری از مطالب را بر دایره بریزد. باعث افشا شدن دکتر شهرام پازوکی شود ولی این افشاگری را به حساب "کتیب" تمام کند.
به این جملات ناشیانه یا مغرضانه "سایت خدابنده" توجه کنید و ببینید که چه نقشه هایی درباره دکتر شهرام پازوکی در سر دارد:
"اگر راست میگویید به جای نصایح خردمندانه و حواله دادن به آینده « مدارک و مستندات غیرقابل تردید » تان را درباره اصل موضوع خصوصا ارتباط دکتر پازوکی با موسسه و شخص آقای مصباح ارائه مینمودید ."
در جای دیگر مینویسد: " از نظر ما آنچه از مقصود و منظور شما فهمیده میشود دوستانه و صادقانه نمیباشد ".
حال جا دارد که آقای دکتر شهرام پازوکی از گردانندگان محترم سایت خدابنده به صراحت بپرسد شما چه چیزی میفهمید که اینچنین غوغا و جنجال براه انداخته اید؟
اما در مورد روش "کتیب" این نکته قابل ذکر است که خیال ندارد تا تسلیم ترفندهای ناشیانه و کودکانه غوغاگران شود. با آبروی کسی نیز بازی نمیکند. روش اش فقط بیان واقع است و بس.
علت تاخیر کتیب
سایت خدابنده در باره کتیب مینویسد: " کسی که ادعا مینماید از اسرار مگو مطلع است " چرا بر سر "اصل مطلب" و "ارتباط میان آقای دکتر شهرام پازوکی و جناب مصباح یزدی".نمیرود؟
و پاسخ "کتیب" چنین است:
اندکی باید صبور بود. چرا؟
زیرا تاکنون کتیب نشان داده که همه آنچه را که میداند نمیگوید بلکه فقط مطالبی را که میتواند مستندات غیرقابل انکاری برای آنها نشان دهد افشا میکند. وقتی مینویسد آقای دکتر شهرام پازوکی با فلان موسسه و بنیاد در ارتباط است مجموعه مستنداتش را نیز ارائه میدهد تا خوانندگانش به سبب غوغاگری اشخاص "مجهول الهویه" ( که در پس نام "خدابنده" میخواهند با آبروی بندگان خدا بازی کنند و برای کتمان حقایق پای این گروه و آن گروه درویشی را به میان میکشند) " بازی نخورند" و منحرف نشوند.
پس قدری صبر وتامل لازم است. تعجیل روا نیست. میوه که رسید خودش از درخت به زمین میفتد.
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 16:26 توسط کاتب
|
آيت اله مصباح يزدي: بيشترين فساد هاي اخلاقي در دانشگاها است
|
|
آيت الله مصباح يزدي بيشترين فسادهاي اخلاقي را متوجه دانشگاهها دانست و تاكيد كرد: مختلط بودن دانشجويان مجرد در محيط هاي اجتماعي و رواج سي دي ها و ابزارهايي كه از نظر اخلاقي پايه هاي دين را تضعيف مي كند عامل اصلي اين مساله است.
آيت الله محمد تقي مصباح يزدي پنجشنبه شب در ديدار وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي با تاكيد بر اينكه بايد براي مقابله، فعاليتي پويا، متحرك، رو به تكامل و متناسب با فعاليتهاي فرهنگي دشمن داشته باشيم، افزود: متاسفانه اكنون حتي فعاليت ايستا هم نداريم.
به گزارش مهر،وي گفت: قابل كتمان نيست كه وضع فرهنگي در جامعه ما بخصوص در بين جوانان بسيار تاسف آور است.
آيت الله مصباح يزدي بيشترين فسادهاي اخلاقي را متوجه دانشگاهها دانست و تاكيد كرد: مختلط بودن دانشجويان مجرد در محيط هاي اجتماعي و رواج سيديها و ابزارهايي كه از نظر اخلاقي پايه هاي دين را تضعيف مي كند عامل اصلي اين مساله است.
رييس موسسه آموزش پژوهشي امام خميني تصريح كرد : خيلي بيشتر از آنچه فكر مي كنيم جوانان ما از نظر فكري و اعتقادي و مباني اخلاقي و ارزشي سست و لرزان هستند.وي ادامه داد : ما نمي خواهيم سياه نمايي كنيم اما در دولت اسلامي اين مسايل ضد اخلاقي رو به رشد است . بومي كردن دانشگاهها يكي از مواردي است كه جلوي رواج فساد و فحشا از منطقه اي به منطقه ديگر را مي گيرد.
آيت الله مصباح يزدي افزود : از مطالبي كه در برخي كتابها است و براي جوانان در زمينههاي تقيد نسبت به احكام اسلامي شبهه ايجاد مي كند تا حرفهايي كه برخي شخصيت هاي سياسي مي زنند در گسترش فساد تاثير دارد و انتظار مي رفت در دولت جديد براي اينها هم اقدام جدي شود ولي شايد اين مساله انتظار بي جايي باشد چون مسؤولان نيز گرفتاري هايي دارند و شايد مي خواهند پرده روي مشكلاتشان باشد و ما هم نميخواهيم پرده از روي برخي مسايل برداشته شود.
رييس موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني در بخش ديگري از سخنان خود با تاكيد بر اهميت رعايت اخلاق پزشكي اظهار كرد : متاسفانه همه پزشكان اخلاق اسلامي را رعايت نمي كنند و نتيجه آن مي شود كه بيمار به علت نداشتن پول كافي براي درمان روي تخت بيمارستان جان دهد ولي كسي به داد او نرسد.
وي با بيان اينكه پزشكان با جان مردم در ارتباط هستند از دولت خواست تا از طريق بيمه، تسهيلات و تقسيط هزينه ها امكان درمان بيماران بي بضاعت را فراهم كند.وي ادامه داد: اخلاق اسلامي اين است كه پزشك طوري تربيت شود تا بر اساس وجدانش بيماران را مداوا كند نه اينكه بر اساس فرهنگ مادي لذت گراي فرد گرا فعاليت كند و دانشگاهها نبايد چنين پزشكاني تربيت كند.
آيت الله مصباح يزدي افزود : بايد با نيروي انساني، امكانات و بودجه محدودي كه داريم مشكلات كشور را دسته بندي كنيم و طبق توان خودمان درصدد رفع مشكلات ضروري بر آييم. وي در ادامه با بيان اينكه مسايل اجتماعي بسيار پيچيده است و با يك فرمول ساده قابل حل نيست اظهار كرد : بايد خدا را شكر كنيم كه رهبر بينايي داريم كه رفتار و گفتار ايشان مي تواند راهگشايي براي ما باشد.
وي تصريح كرد: در جريان 16 سال گذشته اگر خط مشي رهبري را بدانيد متوجه ميشويد كه ايشان چه خون دل هايي خورده اند و اگر صبر نميكردند اكنون اين شرايط فراهم نمي شد. آيت الله مصباح يزدي با تاكيد بر اينكه راه كلي و كليد اصلي حل مشكلات در دست رهبري است گفت: فهميدن نظرات مقام رهبر معظم انقلاب كار ساده اي نيست و بايد از طريق قرائن و سخنان از اصل نظراتشان مطلع شد.
وي با اشاره به اينكه اين جهان توام با ابهامات بوده و اين لازمه آزمون الهي است تاكيد كرد: خيلي وقت ها بزرگان نيز گول شيطان را مي خورند و حتي در برخي مواقع آنهايي كه خيلي قوي النفس هستند در مقابل شيطان به زانو در مي آيند. وي همچنين بر لزوم شناسايي معضلات جامعه و تلاش براي رفع آن با استفاده از رهنمودهاي مقام معظم رهبري تاكيد كرد. |
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 2:1 توسط کاتب
|
|
محمد علي رامين مردي که در دولت نهم ظهور کرد
|
|
|

گروه سياسي،ثمينا رستگاري: گفت وگو با محمد علي رامين آسان نيست.اگر براي ديدن يک سياستمدار مي روي به مردي برخورد مي کني که بيشتر شبيه طلبه ها سخن مي گويد و واژگان سياسي در عباراتش بسيار مهجورند. او در چند ثانيه اول عجيب مي نماياند اما کمي اگر با صراحت سخن بگويي تبديل به يک آدم معمولي و طبيعي مي شود. مهربان است و خوش برخورد، شمرده سخن مي گويد و اگر بخواهد سوالي را جواب ندهد به مبهم گويي بسنده مي کند؛ فقط بايد به او يادآور شد که از آن سوال عبور کرده است. او در اين مصاحبه هولوکاست را نه تاييد کرد نه تکذيب؛ و براي منافق و مذبذبي که جديداً وارد گفتمان سياسي کرده مصداقي برنشمرد. او فعاليت سياسي اش را نه مشاور رئيس جمهور بودن که مسجد رفتن معرفي کرد. او انتقاد را امر پسنديده اي دانست ولي خوشبختانه در اين مصاحبه محمد علي رامين بود. محمدعلي رامين 54 ساله است اما عرصه سياست ايران او را زياد به جا نمي آورد. او از چهره هاي نوظهوري است که در گذشته اگر هم بوده کسي او را نديده است. او در بحبوحه انقلاب 25 ساله بود و آنگاه که عبارت جمهوري اسلامي را شنيد جمهور را مردم معني کرد و بار سفر به آلمان بربست و در آنجا مهندسي خواند، 10 سال امام جمعه بود اما هيچ گاه در حوزه درس نخوانده است. در اواخر دوره هاشمي به ايران بازگشت و تا به امروز چهره اي پرسش برانگيز بوده است. سيماي صورتش شرقي نيست به گونه اي که حتي آلمان ها هم او را با خودشان اشتباه مي گرفتند اما در دزفول به دنيا آمده است. او داشتن سمت هايي چون مشاور رئيس صدا و سيما در زمان آقاي لاريجاني و مشاور احمدي نژاد را تکذيب مي کند و آن را ساخته ذهن رسانه ها مي داند. رسانه هايي که سرنخ جملات آتشين احمدي نژاد درباره انکار هولوکاست و افسانه خواندن آن را که دنبال کردند به آقاي رامين رسيدند اما او خود هولوکاست را نه تاييد مي کند و نه تکذيب؛ رامين به تازگي احزاب سياسي ايران را به چهار دسته مجاهد و مومن، منافق و مذبذب تقسيم کرده است اما تلاش ما براي شنيدن مصداق اين واژه ها از زبان ايشان بر سد ستبري برخورد کرد همچنان که اثبات مشاور رئيس جمهور بودن او اينگونه شد. رامين بر دولت هاي پيش از احمدي نژاد نقدهايي اساسي دارد، اصلاحات را توطئه مي داند اما خاتمي را دوست دارد و نقدش به اصلاحات به دليل باندها و جريان هاي سياسي است که اصلاحات و خاتمي در دام شان گرفتار آمدند. به گفته خودش خوب مي داند که چه کساني هر 9 روز يک بحران ايجاد کردند تا خاتمي را بي عرضه نشان دهند. ويژه خواران اقتصادي که بعد از رحلت امام بر مصادر اقتصاد سايه گستردند، کساني که 8 سال براي اثبات ناکارآمدي خاتمي تلاش کردند و زيرکانه در بيرون گود ايستادند تا راست هايي متهم شوند که در آن زمان دست شان از همه جا کوتاه بود.
رامين تغيير واژگان امامت و امت را به رهبري شهروند بزرگ ترين توطئه انديشيده اي مي داند که باعث شد برادران و خواهران ديني نسبت به هم بي مسووليت و تبديل به شهرونداني بي تفاوت به يکديگر شوند و از کساني نام مي برد که مستضعفين را قشر آسيب پذير خواندند تا کسي براي احقاق حقشان تلاش نکند و مستکبرين را قدرت هاي جهاني دانستند که بايد در پي مذاکره و اعتمادسازي برايشان بود.
او انقلابي بودن چهره ها را ملاک مناسبي براي ارزيابي آنها نمي داند بلکه عملکرد و موضع گيري هاي آن را تعيين کننده اندرونشان مي خواند. و به همين دليل از برخي روزنامه ها به شدت گلايه دارد. او فعاليت سياسي را وظيفه هر مسلمان مي داند اما فعاليت هاي سياسي خودش را مسجد رفتن و نماز به جماعت خواندن برمي شمارد. هر چند او فعاليت هاي سياسي خود را پوشيده مي دارد و ما را در دانشگاه «پيام نور»ي پذيرا مي شود که در آنجا مهندسي درس مي دهد اما خوب معلوم است که رامين آدم مهمي است. در انتخابات مجلس هفتم دوستانش او را تنها گذاشتند اما او مستقل در انتخابات شرکت کرد و نفر پنجاه و دوم تهران شد.رامين انتقادهايي که باعث ناهماهنگي جامعه اسلامي مي شود را به سود صهيونيست ها مي داند اما وقتي از او درباره مصداق هاي ناهماهنگي سوال مي کنيم، لبخند مي زند و چيزي مي گويد که قانع نمي شويم. در ميان تمام مردان تاريخ از پنج نفر نام مي برد که اولين آنها کوروش کبير است و آخرين شان محمود احمدي نژاد. او رئيس کميته حقيقت ياب هولوکاست است که بنا بر سمتش بايد نسبت به اين واقعه تاريخي بي طرف باشد اما وقتي مي پرسيم چرا هيچ مدافع هولوکاستي به کنفرانس تهران دعوت نشد پاسخ را به برگزارکنندگان سمينار احاله مي کند. گفت و گو با رامين خواندني است، در روزهاي آتي مي توانيد آن را در شرق پيگيري کنيد. |
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 15:47 توسط کاتب
|
احمد زيدآبادی تحليگر سياسی مطبوعات ايران، در مصاحبه ای که خبرگزاری ايلنا با وی انجام داد، نقطه نظرات خويش را در باره ادعاهای اخير سخنگوی ارتش امريکا در عراق پيرامون نقش نظامی جمهوری اسلامی در عراق بيان داشت. او گفت:
«نمیتوان گفت كه اگر ايران فعاليتهايی در عراق داشته است، تحت رهبری عناصر خودسر بوده و بدون هماهنگی صورت گرفته است.آمريكا با مطرح كردن جزئيات آنچه که سخنگوی ارتش امريکا در بغداد اعلام داشت تلاش میكند بر افكار عمومی منطقه تاثير گذاشته و با زيرعلامت سئوال بردن اعتبار و حيثيت ايران حلقه محاصره ايران را تنگتر میكند.
اکنون آمريكا دو خط موازی را همزمان پيش میبرد.
1- اعمال فشار ديپلماتيك و اقتصادی
2- انزوای سياسی ايران
اين دو خط موازی در كنار كانال گفتوگو با غرب باز شده است تا ايران ميزان فشار از طريق اين كانال را حس كند. بين همه اين اقدامات آمريكا كاملا هماهنگی وجود دارد، اما در ايران اين سياست فهميده نمیشود و به همين دليل میگويند آمريكا هم به ميخ میزند و هم به نعل.
در شرايط كنونی توازن به نفع آمريكاست، اما ايران برگهايی دارد كه غرب در بزرگ كردن آن برای گمراهی ايران مبالغه میكند.
در سال 1990 ميلادی نيز آن قدر درباره قدرت صدام تبليغات شده بود كه همه باور كرده بودند منطقه خاورميانه از حيطه نفوذ آمريكا خارج میشود. اما پس از جنگ ديديم كه همه آن تبليغات برای گمراهی صدام بود. هم اكنون نيز درباره نفوذ ايران در منطقه شديدا اغراق میشود.
غرب تلاش میكند آن قدر فشارها را بر ايران زياد كند كه ايران تا پايان سال جاری ميلادی تصميم بگيرد و مسير خود را عوض كند تا راهحل غيرخشونتآميز پيش برود و در غير اين صورت، آمريكا و اسرائيل گزينه ديگری را دنبال میكنند كه با توجه به آمادهسازیهای نظامی آنها، احتمالا اين گزينه, گزينه نظامی است. مقامهای ايران راه هر گونه اظهارنظر را بستهاند و تنها اين را القا میكنند كه غرب هيچ كاری نمیتواند انجام دهد و ايران پيروز است. اين تفكر محكوم به شكست است و هيچ چشمانداز روشنی در ان حتی برای رسيدن به يك هدف ميانه وجود ندارد.»
شبکه خبری سی .ان .ان امريکا در تفسيری پيرامون مصاحبه مطبوعاتی سخنگوی ارتش امريکا در عراق و نمايش سلاح های ساخت ايران که از گروه های مسلح وابسته به جيش المهدی مقتدا صدر گرفته شده گفت:
بنظر می رسد كه امريکا بايد با يكی ديگر از اعضای محور شرارت نيز روبرو شود. ايران جنگ عليه امريكا را در عراق آغاز كرده باشد.
يك مقام نظامی ارشد امريكا به سی ان ان گفته است که نيروی قدس وابسته به سپاه پاسداران ايران به شبه نظاميان عراقی كه سربازان امريكايی را می كشند جايزه می دهد. مقامات امريكايی نمی توانند جزئيات بيشتری را در اين مورد بگويند.
مقامات ارشد امريکا می دانند كه نيروی قدس در كشتن نيروهای ائتلافی نقش دارد.
سی. ان.ان سپس با پخش تصوير "علی موسی دقدوق" يكی از فرماندهان عمليات ويژه حزب الله لبنان که در ماه مارس توسط نيروهای امريكايی در عراق دستگير شده، از قول سخنگوی ارتش امريکا در عراق می گويد که وی با شبه نظاميان تحت حمايت ايران همكاری داشته و خود در بازجوئی هايش به آموزش در ايران اعتراف کرده است. بموجب همين اعترافات گروه شبه نظاميان در عراق که به "گروه های ويژه" مشهورند تا 3 ميليون دلار در ماه کمک مالی از ايران دريافت داشته اند. آنها در سه پايگاه در نزديكی تهران آموزش عمليات تروريستی و انفجاری ديده اند.
مقامات ارتش امريکا در عراق می گويند که نوار ويديوئی اعترافات و نيز اطلاعات الكترونيكی، شامل مكالمات استراق سمع شده و يا تصاوير ماهواره ای، در اثبات گفته های خود دراختيار دارند
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 15:44 توسط کاتب
|
مرارتهاي شكلگيري جمهوري اسلامي از زبان شكنجهگران ساواك
با انتشار كتاب «شكنجهگران ميگويند»، اسناد و مطالب كاملي از اوج مرارتها و شكنجههاي انقلابيون مبارز براي پيروزي انقلاب اسلامي به همراه اعترافات شكنجهگران ساواك منتشر شد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بهمن نادريپور (تهراني) و فريدون توانگري (آرش)، دو تن از شكنجهگران معروف رژيم گذشته هستند كه بيشتر مبارزان و انقلابيوني كه زندان رفتهاند، آنان را ميشناسند. جسته و گريخته در خاطرات بازگو شده آنان، قساوت تهراني و آرش بيان شده، اما تاكنون به طور خاص، كتابي درباره آنها نگاشته نشده بود.
كتاب حاضر، اعترافات تهراني و آرش است كه پس از انقلاب در زندان يا در دادگاه بيان كردهاند و سپس در روزنامهها چاپ شده و اينك با مستندسازي به چاپ رسيده است.
به نوشته سايت كتابخانه تاريخ اسلام و ايران، اين كتاب پس از تبيين نقش دستگاه اطلاعاتي در رژيم پهلوي و جايگاه آن در فصل نخست، زمينههاي پيدايش كمتيه مشترك ضدخرابكاري را در فصل دوم بررسي ميكند. كميته مشترك ضد خرابكاري به علت ناهماهنگي بين شهرباني و ساواك تشكيل و كميته سوم ساواك و بخشي از شهرباني با يكديگر ادغام شده و كميته مشترك به وجود ميآيد. اين كميته، بازداشتگاهي داشته كه تهراني، شكنجهگر معروف در آن از مبارزان اعتراف ميگرفته است. بازداشتگاه موقت كميته مشترك، گاه به زندان تبديل ميشده و حتي مواردي بوده كه تا سه سال فردي را آنجا نگه ميداشتند.
در فصل سوم، نخست به اين موضوع پرداخته شده كه آيا شاه از اين شكنجهها خبر داشته يا نه؟ تهراني اعتراف ميكند كه همه موارد در بولتنهايي به اطلاع دربار نيز ميرسيده است. پس از آن، انواع شكنجههاي آن دوران با آوردن خاطرات افراد بيان شده است.

مؤلف در فصل چهارم، فضاي باز سياسي پس از سال 55 را بررسي كرده است. در اين سال، دمكراتها در آمريكا به رياست جمهوري ميرسند و بر رژيم فشار وارد ميكنند كه فضاي بسته و استبدادي كشور را تلطيف كند. به همين علت، فضاي باز سياسي در دستور كار قرار ميگيرد و در همين راستا، به حقوق بشر توجه ميشود. اين فضاي باز سياسي، تنها به دليل وجهه بينالمللي آن بوده و بنا بر اعترافات تهراني و ديگران، در باطن دستور آمده بوده كه به هر ترتيبي شده، مبارزان انقلابي سركوب شوند.

تهراني ميگويد: «از سال 56 كه مسئله حقوق بشر و فضاي باز سياسي در ايران اعلام شد، ساواك روش جديدي را در پيش گرفت. به اين ترتيب كه كادرهاي مخفي را اگر دستگير ميشدند، پس از شكنجه با سيانور و وسايلي كه احتمالا مجهز به صداخفهکن باشد از بين ميبردند».
در پايان فصل، اواخر عمر كميته مشترك و سپس در فصل پنجم با عنوان «فروپاشي دژ»، تصرف و تسخير كميته مشترك و دستگيري شكنجه گران بازگو شده است.
فصل ششم اعترافات تهراني، آرش و بقيه در هشت جلسه اعترافات دادگاه است. پايان بخش اين فصل، اعترافات ديگر بازجويان و شكنجهگران ساواك بوده و پس از آن، فهارس آمده و سپس از صفحه 335 تا پايان كتاب اسناد و عكسها آمده است.
در بخشي از كتاب، فردوست درباره همكاري ساواك با موساد ميگويد: «هنگامي كه از انگلستان و آمريكا درخواست استاد ضد براندازي كردم، صلاحشان نبود كه بفرستند و ميخواستند كه ساواك وابسته و متكي به اسرائيل باشد! از نيمرودي كه خواسته شد، برجستهترين متخصص ضد براندازي اسرائيل را به تهران اعزام كرد؛ او همان فردي بود كه بعدها معاون سازمان امنيتي سرائيل شد. او كلاس سه ماههاي را تشكيل داد و سي نفر در كلاس او آموزش ديدند. وي كتابي نيز به همراه داشت كه ترجمه شده و در اختيار پرسنل ذينفع و اداره كل آموزش قرار گرفت.
... در آغاز، دو يا سه تيم و هر تيم مركب از حدود ده نفر از ادارات كل عملياتي (دوم، سوم، هشتم) براي آموزش به اسرائيل فرستاده شدند.»

رياست ساواك نيز در مراحل گوناگون، همكاري لازم را با سرويس اسرائيلي كرد. اين كمكها و همراهي چنان چشمگير بود كه نخستوزير اسرائيل ـ كه ده سال پيش ترور شد ـ چنين تشكر ميكند:
از: نخستوزير سابق اسرائيل
به: تيمسار ارتشبد نصيري
جناب تيمسار ارتشبد نعمتالله نصيري
در پايان دوران نخستوزيري اينجانب به عنوان خداحافظي از شما، مايلم مراتب تشكرات عميق خود را براي همكاريهاي نزديك و ثمربخشي كه نشانگر سالها مناسبات حسنه بوده است، ابراز دارم. خواهشمندم اجازه دهيد نقش مهمي را كه شما در توسعه عمليات مشترك مهم ايفا كردهاند و در اين عمليات انرژي و حسن نيت فراوان به كار بريد خاطر نشان سازم.
خواهشمندم بهترين آرزوهاي من را براي سلامتي، كاميابي و موفقيت خودتان بپذيريد.
دوستدار: اسحق رابين
در بخش ديگري از اين كتاب آمده است: علاوه بر برخي اسناد كه اعمال شكنجههاي گوناگون را در كميته مشترك ضد خرابكاري اثبات ميكند، در بيان خاطرات دهها نفر از زندانيان سياسي پيش از انقلاب اسلامي نيز به وجود بيش از نود نوع شكنجه در كميته مشترك اشاره شده است.
شخصي نام آشنا براي زندانيان سياسي به نام محمدعلي شعباني كه داراي تحصيلات چهارم ابتدايي بوده و نام مستعار «دكتر حسيني» را يدك ميكشيد، متخصصترين فرد براي زدن كابل بوده است. وي زنداني را روي دستگاه مخصوص شكنجه «آپولو» مينشاند و كف دست و ساق پاي زنداني را زير گيرههاي آن پرس كرده و كلاه آهني مخصوصي كه تا گردن زنداني را ميپوشاند، روي سر او قرار ميداد. آنگاه شروع به زدن كابل ميكرد. سر كابلها افشان بوده و موقع برخورد به كف پا، نوك آن روي پا برميگشت و موجب كنده شدن گوشتهاي آن ميشد. گاهگاهي هم با شيئي چوبي يا فلزي، ضربهاي به كلاه وارد ميكردند كه صداي بسيار وحشتناكي در آن ايجاد شده و در گوش زنداني ميپيچيد كه فوقالعاده آزاردهنده بود و شكنجهاي بود دو چندان بر ديگر شكنجهها.

بازجو براي جلوگيري از كاهش درد و براي بيحس نشدن موضعي، ضربات كابل را به صورت كاملا موازي و در كنار هم به كف پا فرود ميآورد، به گونهاي كه هيچ ضربهاي بر محل ضربه قبلي نميخورد.
وضعيت كف پا، به صورتي درميآمد كه گويي، چندين سيخ كباب را كنار هم چيدهاند. با اين حال، اگر نظر بازجو مبني بر فنيتر شدن شكنجه بود، حتما آتش سيگار خود را روي بدن عريان زنداني خاموش ميكرد.
در اين كتاب، با اشاره به شهادت بسياري از زندانيان زير شكنجه، نمونه اسنادي آمده كه در آنها ساواك، با سندسازي و تناقضگويي، تلاش كرده است، اين شهادتها را فوت طبيعي نشان دهد.
بررسي اين اسناد، علاوه بر آشنايي با شيوههاي ظالمانه رژيم پهلوي براي حفظ تاج و تخت خود، اين فايده را دارد كه براي وارثان امروز انقلاب اسلامي، سختيها و شكنجههايي را كه انقلابيون براي آن متحمل شدهاند، بازگو كند تا آنان با بيتدبيري، موجب ضربه زدن به آن نشوند.